يکشنبه, ارديبهشت 31, 1391
مقالات و مطالب

آخرین مطالب | آرشیو | جستجو

گروه فصل اول

101- در اوصاف و نشانهای عالم حقیقی     (۱۳۸۸ جمعه ۲۶ تير)
  قال النّبی علیه السّلام :شَرُّالْعُلَماءِمَنْزَارَالْاُمَراءَوَخَیْرٌالْاُمَراءِ مَنْزَارَاَلْعُلَمَاءَنِعْمَالْاَمِيرُعَلیبَابِالْفَقيرُ وَبِئسَ الْفَقِيرُعَلَیبَابِالْاَمیِرِ.(نبی اکرم، علیه اسلام، فرمود: بدترین عالمان آن است که به زیارت امیران رود، و بهترین امیران آن است که به دیدار عالمان...
102- بردن آدمیان به زور به سوی بهشت     (۱۳۸۸ يکشنبه ۲۸ تير)
  در خاطرم می آید که این آیت را تفسیر کنم، اگر چه مناسب این مقال نیست، گفتم ، اما در خاطر چنین می آید. پس، بگویم تا برود، حق تعالی می فرماید: يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّمَن فِي أَيْدِيكُم مِّنَ الأَسْرَى إِن يَعْلَمِ اللّهُ فِي قُلُوبِكُمْ خَيْرًا يُؤْتِكُمْ خَيْرًا مِّمَّا أُخِذَ مِنكُمْ ...
103- در بیان آنکه اشیاء آنچه بنظر می رسد نیستند     (۱۳۸۸ دوشنبه ۲۹ تير)
  خداوندگار (مولانا) فرمود در تفسیر: این که من این را به امیر پروانه برای آن گفتم، که تو اول سر مسلمانی شدی که خودرا فدا کنم، و عقل و تدبیرو رای خودرا برای بقای اسلام و کثرت [اهل] اسلام فدا کنم تا اسلام بماند، و چون اعتماد بر رای خود کردی و حق را ندیدی، و همه را از حق ندانستی، پس، حق تعالی عین...
104- در جاذبۀ جنسیت و وحدت آرزوها     (۱۳۸۸ دوشنبه ۲۹ تير)
  یکی میگفت که مولانا سخن نمی فرماید گفتم: آخر این شخص را نزد من خیال من آورد، این خیال من با وی سخن نگفت که چونی یا چگونه ای؟ بی سخن خیال اینجا جذب کرد، اگر حقیقت من اورا بی سخن جذب کند و به جای دیگر برد چه عجب باشد.  سخن سایه حقیقت است و فرع حقیقت: چون سایه جذب کرد، حقیقت به طریق او...
105- در پاک کردن دل از اغراض     (۱۳۸۸ دوشنبه ۲۹ تير)
  آدمی می باید که آن ممیز خودرا عاری از غرضها کند و یاری جوید در دین، دین یار شناسی است، اما چون عمر را بی تمیزان گدرانیده، ممیزه او ضعیف شده و نمی تواند آن یار دین را شناختن. تو این وجود را پروردی که درو تمیز نیست، تمیز آن یک صفت است. نمی بینی که دیوانه را دست و پای هست اما تمیز نیست؟ تمیز آن ...
106- دربیان آنکه امید ازحق نباید برید     (۱۳۸۸ دوشنبه ۲۹ تير)
  امید از حق نباید بریدن که:  إِنَّهُ لاَ يَيْأَسُ مِن رَّوْحِ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ(همانا که از رحمت خدا هیچ کس، جز مردم کافر نومید نگردد - یوسف – 87)  امید سر راه ایمنی است، اگر در راه نمی روی، باری سر راه نگاه دار مگو که کژیها کردم تو راستی را پیش گیر هیچ کژی نماند،...
107- تمثیل در خطر نشستن با پادشاهان     (۱۳۸۸ دوشنبه ۲۹ تير)
  با پادشاهان نشستن ازین روی خطر نیست که سر برود، که سری است رفتنی، چه امروز چه فردا، اما ازین رو خطر است که ایشان چون در آیند و نفسهای ایشان قوّت گرفته است و اژدها شده، این کس که بایشان صحبت کرد و دعوی دوستی کرد و مال ایشان قبول کرد، لابد باشد که بر وفق ایشان سخن گوید و رایهای بد ایشان را از ...
108- تمثیل در بیان لذات دنیا     (۱۳۸۸ دوشنبه ۲۹ تير)
  حیفست به دریا رسیدن و از دریا به آبی و یا به سبوئی قانع شدن، آخر از دریا گوهرها و صد هزار چیز مقوم برند. از دریا آب بردن چه قدر دارد، و عاقلان از آن چه فخر دارند و چه کرده باشند؟ بلکه عالم کفی است. این دریای آب خود علمهای اولیاست، گوهر خود کجاست؟  این عالم کفی پر خاشاکست، اما از گردش آن ...
109- آدمی اسطرلاب حق است     (۱۳۸۸ دوشنبه ۲۹ تير)
  آدمی اسطرلاب حقست، اما منجمی باید که اسطرلاب را بداند، تره فروش یا بقال اگرچه اسطرلاب دارد، اما از آن چه فایده گیرد و به آن اسطرلاب چه داند، احوال افلاک را و دوران و برجها و تأثیرات و انقلاب را الی غیرذلک، پس، اسطرلاب در حق منجم سودمند است، که: مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَهُ. ...
110- عنایت حق به بندگان     (۱۳۸۸ دوشنبه ۲۹ تير)
  گفت: که شب و روز دل و جانم بخدمت است و از مشغولیها و کارهای مغول، بخدمت نمی توانم رسیدن. فرمود که: این کارها هم کار حق است، زیرا سبب امن و امان مسلمانیست، خود را فدا کرده اید بمال و تن تا دل ایشان را بجای آرید تا مسلمانی چند، به امن به طاعت مشغول باشند، پس این نیز کار خیر باشد. و چون شما را ح...

����� � ����� ���� ���� ��� ������ ��� ������
تمامي حقوق اين وب سايت متعلق به وب سايت فيه ما فيه ميباشد